تبلیغات
یاران نور - خلاصه ای از داستان حضرت یونس در قرآن
 
یاران نور
 
 

و از جمله آن ادعیه ، دعائى است كه قرآن كریم از حضرت یونس در ایامى كه در شكم ماهى بسر مى برد چنین حكایت مى كندhttp://img.tebyan.net/big/1388/02/8832714621968139881452192453169131208161.jpg

 

http://www.iketab.com/Attach/SMMPBBooks/BookMan/2200/29be91e59b2ff101776cba864356266a.jpg

(و ذا النون اذ ذهب مغاضبا فظن ان لن نقدر علیه فنادى فى الظلمات ان لا اله الا انت سبحانك انى كنت من الظالمین ) یونس (علیه السلام ) به طورى كه قرآن داستانش را آورده از پروردگار خود درخواست عذاب بر قوم خود كرده و خدا هم اجابتش كرده بود، او نیز جریان را به قوم خود گوشزد كرده بود، تا اینكه نزدیك شد عذاب بر آنان نازل شود، در این هنگام مردم توبه و بازگ شت نموده و عذاب از آنان برطرف شد، وقتى یونس چنین دید قوم خود را ترك گفت و راه بیابان در پیش گرفت ، و گذارش به كنار دریا افتاد و بر كشتى نشست ، در بین راه ماهى بزرگى راه را بر كشتى و سرنشینانش بست و معلوم شد كه تا یك نفر از سرنشینان را نبلعد دست بردار نیست ، سرنشینان كشتى بنا را بر قرعه گذاشتند وقرعه به نام یونس در آمد، یونس به دریا انداخته شد و آن ماهى او را بلعید، مدتى در شكم ماهى مشغول تسبیح خداى تعالى بود تا آنكه خداوند ماهى را فرمود تا یونس را در ساحل دریا بیفكند، این بود داستان یونس به نقل قرآن كریم .

این جریان جز تادیبى كه خداى تعالى انبیاى خود را بر حسب اختلاف احوالشان به آن مودب مى كند نبود، كما اینكه در قرآن هم فرموده : (فلو لا انه كان من المسبحین . للبث فى بطنه الى یوم یبعثون ) پس حال یونس در بیرون شدن از قوم خود و براه خود ادامه دادن و بسوى آنان برنگشتن حال بنده اى را مى ماند كه بعضى از كارهاى مولاى خود را نپسندد و بر مولاى خود خشم كرده و از خانه او بگریزد و خدمت او را ترك گوید، و حال آنكه وظیفه عبودیت او این نیست ، و چون خداى تعالى این حركت را براى یونس ‍ نپسندید خواست تا او را ادب كند، پس او را آزمود و او را در زندانى انداخت كه حتى نمى توانست به قدر یك سر انگشت پا دراز كند، زندانى كه در چند طبقه از ظلمات قرار داشت ، ناچار در چنین ظلماتى به زارى گفت : (پروردگارا جز تو معبودى نیست منزهى تو، به درستى كه من از ظالمین بودم ).

و همه این بلیات فقط براى این بود كه یونس آنچه را تاكنون مى پنداشت كاملا درك كند و بلكه برایش مجسم شود كه خداى سبحان قادر است بر اینكه او را گرفته و هر جا كه بخواهد زندانیش كند و هر بلائى كه بخواهد بر سرش بیاورد و او جز به سوى خود خداوند گریزگاهى ندارد و نتیجه این پیشامد و این تدبیر الهى این شد كه حالتى كه در آن زندان و در شكم ماهى برایش مجسم شده بود او را وادار سازد به اینكه اقرار كند كه او معبودى است كه جز او معبودى نبوده و از بندگى و عبودیت براى او گریزى نیست و لذا گفت : (لا اله الا انت ).

یونس (علیه السلام ) تنها كسى است كه در بین انبیاء چنین دعائى كرده كه در آغاز آن كلمه رب به كار نرفته ، پس از این اقرار، ماجراى خود را كه قومش را پس از نزول عذاب و هلاك نشدن آنان ، ترك گفته بود به یاد آورده و ظلم را براى خود اثبات نموده و خداى سبحان را از هر چیزى كه شائبه ظلم و نقص در آن باشد منزه كرده و گفت : (سبحانك انى كنت من الظالمین ). یونس (علیه السلام ) در این مناجات حاجت درونى خود را كه عبارت بود از رجوع به مقام عبودى قبلیش اظهار نكرد، گویا خود را لایق براى چنین درخواستى ندید و به خود اجازه تقاضاى چنین عطائى نداد، و خود را مستحق آن ندانست و خلاصه خواست رعایت ادب كرده و بگوید من غرق در عرق خجالت و شرمنده هستم .

دلیل اینكه یونس چنین تقاضائى در دل داشت این است كه خداى تعالى بعد از آیه سابق مى فرماید: (فاستجبنا له و نجیناه من الغم ) و دلیل بر اینكه حاجت درونیش عبارت بود از بازگشت به مقام و منصب قبلیش این است كه خداى تعالى فرمود: (فنبذناه بالعراء و هو سقیم . و انبتنا علیه شجره من یقطین . و ارسلناه الى مائه الف او یزیدون . فامنوا فمتعناهم الى حین ).


لینک اصلی





نوع مطلب : مفاهیم قرآنی و مذهبی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


دوشنبه 25 اسفند 1393 04:07 ب.ظ
یکشنبه 10 فروردین 1393 04:36 ب.ظ
شنبه 26 بهمن 1392 02:14 ب.ظ
باسلام لطفاچکیده هایی مخصوص دبستانی ها درسایتتان بگذارید.
باتشکربه امیددیداری مجدد
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : پرواز
نویسندگان
نظرسنجی
نظر شما در مورد انتخاب موضوعات مذهبی برای این وبلاگ چگونه است؟





جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :